مهدى عبداللهى

51

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

از امام صادق عليه السلام روايت شده وقتى حسين عليه السلام در قطقطانيه فرود آمد خيمه‌اى برافراشته ديد ، پرسيد : « اين خيمه از آن كيست ؟ » « 1 » گفتند مال عبيداللَّه بن حر جعفى است . امام حسين عليه السلام سوى او فرستاد : « كه اى مرد تو گناهكار و خطاكارى اگر اكنون توبه نكنى و برنگردى و مرا يارى نكنى ، خداوند به آنچه كرده‌اى تو را مجازات مىكند ، مرا يارى كن تا جدّم در پيشگاه خداوند از تو شفاعت كند . » « 2 » عبيداللَّه بن حر گفت : يا بن رسول اللَّه سوگند به خدا اگر تو را يارى كنم اولين شهيد در پيشروى تو خواهم بود ليكن اين اسب مرا برگير كه هرگز سوار بر آن در جستجوى چيزى نرفتم مگر به آن رسيدم و هيچكس در طلب من نيامد مگر نجات يافتم ، اين اسب من در اختيار شما ؛ امام از او روى برگردانيد و فرمود : « ما نيازى به تو و اسب تو نداريم و گمراهان را به همراهى خويش نپذيرم . و ليكن از اينجا فرار كن نه به سود ما باش نه بر ضد ما همانا كسى كه صداى كمك خواهى ما اهل‌بيت را بشنود و جواب نگويد ، خداوند او را به رو در آتش جهنم بيفكند . » « 3 » و در كتاب فتوح آمده است كه عبيداللَّه بن حرّ دعوت امام را نپذيرفت و گفت : كه شما را به خدا سوگند مىدهم كه اين منزلت را از من نخواهيد و ليكن من با آنچه توان ( مالى ) دارم شما را يارى مىكنم اين اسب يراق شده من است كه دنبال هر چيزى با آن رفتم طعم مرگ را به آن چشاندم و هيچكس مرا دنبال نكرد مگر اين كه به وسيله اين اسب نجات پيدا كردم و اين شمشير مرا برگير كه هرگز ضربتى به وسيله آن نزدم مگر بريدم و قطع كردم .

--> ( 1 ) . لمن هذا الفسطاط ؟ ( 2 ) . أيّها الرّجل إنّك مذنب خاطىء و انّ اللّه عزّوجلّ آخذك بما أنت صانع إن لم تتب إلى اللّه تعالى في ساعتك هذه فتنصرني و يكون جدي شفيعك بين يدي اللّه . ( 3 ) . لا حاجة لنا فيك و لا في فرسك و ما كنت متّخذ المضلّين عضداً ، و لكن فر فلالنا و لا علينا فإنّه من سمع واعيتنا أهل البيت ثمّ لم يجبنا كبّه اللّه على وجهه في نار جهنّم .